یادداشت های یک لِیدی

۸ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است


نزدیک خونمون یه موتور فروشی هست که در کنارش ضبط ماشین اینا هم تعمیر میکنه بعد هربار صدای آهنگارو کم و زیاد میکنه چِک میکنه. همشم آهنگای قدیمی و شاد، چه مردم باحالن. دراز کشیده بودم صدای یه آهنگیُ داشت کم و زیاد میکرد صداش میومد. همه فکر کنم این آهنگُ گوش دادن. قشنگه کل آهنگ. مخصوصا شروع آهنگ و این بیتاشو دوس دارم:


دوباره، دوباره صحبت عشق استُ حدیث آرزو

دوباره، دوباره شوق وصال آمد از عاشقی بگو

بگو بگو بگو، بگو که توام مثل من عاشقُ دیوونه ای

بگو که تا دنیا دنیاست عروسِ این خونه ای

.

نام آهنگ: از تو خوندن

خواننده: سروش

دانلود


۱۰ نظر ۲۸ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۱

خیلی بده که بی اجازه برداریم شماره یکیُ بدیم به بقیه. یعنی بعضیا در همین حد هم نمیفهمن

۱۲ نظر ۲۶ دی ۹۴ ، ۱۴:۲۵

دهنشو کج کردم. یعنی خیلی بد بوده کارم؟ نه اصلا حقشه

۱۳ نظر ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۴:۵۹

همیشه برای به دست آوردن چیزهایی که خواستم جنگیدم و وقتی به دستشون آوردم خوشحال بودم و البته خسته از راهی که پشت سر گذاشتم. خیلی کم پیش اومده برای چیزی تلاش نکرده باشم برای خیلی چیزهایی که خیلی ها اصلا واسشون خنده داره که بگم واسه فلان چیز تلاش کردم جنگیدم تا به دستش آوردم. هرچند من تلاش کردنُ میپسندم دیگه جزیی از من شده جنگیدن و باعث شده گاهی برای غیرممکن ها هم بجنگم. و البته شده گاهی خسته از جنگ کم آوردم و بی خیال شدم. ولی یه وقتی میشه وقتی اون بی خیالیِ میاد سراغت یهو بدون هیچ تلاشی اونی میشه که میخواستی. اون لحظه انقدر شیرینه که میشنه توی اعماق وجودت. بعد از گذشت چند ساعت هنوز شیرینیش توی قلبمه
.
+عنوان: فدا پاکدین

۹ نظر ۱۷ دی ۹۴ ، ۰۱:۰۵

http://up.hammihan.com/img/userupload_2013_16482980221451690234.8141.jpg

اثر: ایمان ملکی


+عنوان: نزار قبانی
۱۱ نظر ۱۲ دی ۹۴ ، ۰۲:۵۱


من اگر مرد بودم،


۶ نظر ۰۵ دی ۹۴ ، ۲۳:۴۵

یه آرایشگاه هست که صورتُ خوب بند میندازه و اصلا هیچ دردی حس نمیکنه آدم، ولی اَبروی آدمو داغون میکنه. و یه آرایشگاه هست که صورتُ بند میندازه دوست داری بمیری ولی کارِ اَبروش عالیه. بعضی وقتا حرصم میگیره میرم اولی بعضی وقتا دومی. بعد هربار که یه مدت غیبم میزنه هرکدومشون میپرسن کجاییی؟ و دوست دارن بدونن این مدت من کدوم آرایشگاه میرفتم. نمیدونم چرا بهشون برمیخوره نمیری پیششون، مجبور میشم بهشون دروغ بگم مثه امروز :|
.
پ.ن: عنوان: علی صفری

۴ نظر ۰۵ دی ۹۴ ، ۲۳:۳۲

http://up.hammihan.com/img/userupload_2013_2267300181450731022.3787.jpg


شب قشنگی بود یه دورهمی خونوادگی بدون هیچ فرد غریبه ای. اینطوری خیلی دوست دارم. چقدر وروجک ذوق کرده بود انقدر شلوغ و جیغ جیغ کرده که الان که رفته خونشون، خونه در سکوت فرو رفته :دی
.
پ.ن: یلدا مبارک.
پ.ن2: عنوان: یغما گلرویی

۸ نظر ۰۱ دی ۹۴ ، ۰۱:۲۰