یادداشت های یک لِیدی

الان سر از کِشوی لباسم در آوردم گفتم بیام در مورد کِشوم بنویسم :دی و به سوالای دوست جونا جواب بدم.
کارم درست شد. البته نه اونطوری که من میخواستم. به هر حال کامل واسم توضیح نداده بودن. مصاحبه قبول شدم و برای 2سال سر کار میرم. دانشگاه هم که هست و شنبه ها بعد از کار میرم دانشگاه. کلاس زبانم بازم کنسل شد. چون هفته ای دو جلسه بود یه جلسه صبح بود که به خاطر کارم نمیشد برم، یه جلسه هم که به درد نمیخوره. برای دکتری میخوندم کنسل شده برای اینکه میام از کار خسته ام. فقط شبارو دارم که شب درس خوندن مرگمه ولی باز کتابارو چیدم جلو چشمم که سعیمو بکنم. دانشگاه آزادم که رشته روانشناسی آوردن. از دانشگاهی که هستم لیست گرفتن اسم منم توش هست زنگ زدن مدارکمو بردم، هر وقت گفتن باید برم رشت برای مصاحبه علمی که تاییدیه تدریس بگیرم. دریغ از یه خط خوندن :| دلمم راضی نیست اینطوری زندگیم کلا میشه کار.

حالا محتوایِ کشوی لباسای بنده :دی
لباسای خونِگیم
شالام
کیفِ لوازم آرایشم
ناخن گیرم
جعبه ی گوشواره هام
کلیپسام
شاهبلوتهایی که مامان توی روزنامه بهم داده و چندتایی خوردم و پوستشونو توی همون روزنامه کنار بقیه شاهبلوتهای نخورده م ریختم.
فندوق های توی روزنامه ی دیگه
شناسنامَم
یک عدد خودکار آبی
ادکلنم
چند عدد کارتِ شماره لباس زیرم از اونجایی که شماره خودم یادم نمیمونه و هر مدل لباس زیرم شمارَش فرق میکنه کارتاشونو نگه میدارم هر وقت خریدنی به فروشنده نشون بدم
هندزفریم
دستمال کاغذی
دستمال مرطوب برای پاک کردن آرایشم
موبندم
برگه ای که توش اسم مجتمع هایی که باهاشون کار میکنیم همکارم نوشته که حفظ کنم که کسایی که از اون مجتمع ها میانُ بشناسم


توی اداره هرکاری میکنیم برگه مخصوصشو میذاریم داخل پوشه های مخصوصی که برای هر کار درست کردیم. یه پوشه داریم به اسم "بایگانی" وقتی کار زیاده و وقت نداریم همه برگه هارو برای اینکه گم نشن میریزیم توی پوشه بایگانی که وقت شد بذاریم سرجاشون. کِشوی لباسم همچی نقشی توی زندگیم داره

بایگانی وسیله های شما چیه؟

 

نظرات (۱۰)

سلام
مبارک 
پس مشغول شدید که کم پیدایید 
خداروشکر
بایگانی ما این همه چیز میز تووش جا نمیشه 
یه مقدار کاغذ و اینچیزاست :|
پاسخ:
سلام مستر
خیلی ممنونم دوست جون
یعنی کِشوی لباسم بازار شامه حالا بگردم چیزای دیگه هم توش پیدا میشه لباسام پر از میکروبه البته مرتب کردم

+مستر الان کلا وبلاگت باز نمیشه یه مشکلی پیدا کرده کلا
چه قدر خوشحالم که کارتون درست شد :)
فقط تو بین کار و درس و اینا اینجا فراموش نشه ؟ :دی

استاد بایگانی چیه ؟ من جورابمو پیدا کنم پیش کشِ ـتون :))))
من یه کشو فقط دارم هرچی دم دستم بباد میریزم توش فقط همینو دارم -___-
پاسخ:
مرسی دوست جون
فراموش نمیشه هیچوقت :)

پسر شلخته :دی
خوبه یه کشو برای وسیله های دم دست داری

والا الان زندگی من همش بایگانی شده

اهان شیرینی کارت کی می خورم؟

میری سر کار بعد صداشو در نمیاری؟

عجب خبیثی هستی تو:)

مبارکه

من درس دوس ندارم

هر شب می گم کی شوهر می کنم از درس خوندن خلاص بشم

برم کهنه بشورم شام بپزم

لباس اتو کنم

با تمام دردی که دارم و اشکای که میریزم نوشتم

یادم می مونه این کشو

پاسخ:
مرسی دوست جونی
شیرینی چی دوست داری دلبندم؟

من حاضرم تمام کارهای خونه رو انجام بدم پخت و پز با شوهرم باشه یعنی قبول میکنه؟ برای تقسیم کار خیلی منصفانه ست ها وگرنه هر روز میفرستم سرویسارو بشوره :دی
اصلا درس خوندن خر است
بیا بخلم ببوسمت
این حاج خانم همکار گرامی هر روز میاد اتاق واسه منو دو تا از دخترا دعا میکنه شوهر کنیم سید هم هست دست میبره به دعا انقدرم جدیه من بیهوشم. بعد هر روز بچه ها میپرسن آثار نشونه ای چیزی مشاهده کردین از دعای حاج خانم :دی
من کشوی میزمطالعه ام:)
خوبه اومدی بالاخره ما رو مطلع کردی :) مبارک باشه کار جدید
همون کار مهم تره تا درس :)
من حاضرم کار کنم ب شرطی ک درس کنارش نباشه:))))اما نمیشود ک نمیشود ک نمیشود
پاسخ:
خیلی خوبه...حالا بریزی بیرون کلی چیز میز پیدا میشه توش :))
مرسی آرزو جونی^ــ^
کارو یه زمانی دوست داشتم الان شوقی ندارم واسش، نوشدارو پس از مرگ سهراب
دوست داشتم یه هنری داشتم که ندارم :|
نه مشکلی نداره والا!
خودمم با 2 تا مرورگر امتحان کردم :|
پاسخ:
پس چرا برای من باز نمیکنه؟؟؟
الان با فیلترشکن امتحان کردم باز شد :)
فیلتر شکن ؟
ینی منم فیلتر شدم ؟ :))

پاسخ:
نه فیلتر نشدی فقط صفحه واسه من بالا نمیاد شاید به خاطر سرعت هم باشه نمیدونم
بله حق با شماست فعلا یه مدتی استراحت کنیم تا ببینیم چی میشه
ممنون از لطف که دارید
پاسخ:
بله همیشه حق با منه [خودشیفتگی و این صوبتا]
اگه بگم ک از من ک هنرمند تری :) باعث نمیشه حس بهتری پیدا کنی؟
من قبلا ناراحت بودم  ک چرا ب هیچ دردی نمیخورم:) هیچ هنری ندارم الان دیگه ناراحت نیستم :)
پاسخ:
آرزو کتک میخوای؟ من چه هنری دارم؟؟؟
خوب بلدی لاک بزنی :)
پاسخ:
اصنِش دهنمو بستی به خدایا :))))))

دوست دارم یه کاری بکنم که حالمو خوب کنه یه فعالیتی که لذت ببرم یه هنری، که دنیا اینقدر زشت به نظرم نیاد
۰۲ آبان ۹۵ ، ۰۹:۵۳ زینـب خــآنم
کار واسه خانوم خوبه ها ، ینی بد نیست ، من کاملا مخالفش نیستم ، مخصوصا در زمان مجردی فک میکنم بد نباشه ی کار خوب در محیط امن و مناسب داشته باشه آدم
ولی واقعا یک جوریه × ینی کلا برنامه هات ی جوری میشه ، دیگ درواقع واسه خودت زندگی نمیکنی ؛ بنا ب تجربه 5-6 ساله کار کردنم میگم
ی مدت ک بگذره ، شوقش میخابه ، روحت احتیاج پیدا میکنه ک ی مدت فقط واسه خود خودت باشی
نمیدونم شاید ی مدت ک خیلی سر خودت ُ شلوغ کردی بپذره ، چندسال ؛ ب این حرف من برسی

و سوالت !
من بایگانی اینجوری ندارم ، هرچیزی جای خودش ُ داره ، اگ چیزهایی هم باشه ک حوصله چیدنشون ُ ندارم ، میذارم روی میزم ک اینقـــــــد جلوی چشمم باشه ک بلاخره تنبلی اجازه بده جابجاش کنم
کلا با اینک خیلی تنبلم ، ولی نظم واسم مهمه  : دی
پاسخ:
با کار زیاد مخالفم آدمو فرسوده میکنه
بیکاری هم خوب نیست افسرده میکنه آدمو
اصلا نمیتونم کاری بکنم که ازش لذت ببرم بهم آرامش بده، دوست داستم یه کاری داشته باشم که هم کار باشه هم تفریح لذت

یه کشو دارم که چیزای مهمو توش میذارم همیشه قفله،
وقتی که عجله دارم وسیله هامو میذارم کنار لباسام که بعد بذارم سرجاشون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">