یادداشت های یک لِیدی

برفی

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

از اونجایی که گاهی شب ها از شیر برفی (سگِ داداشم) برمیدارم میخورم. امشب که رفتم از شیرش برداشتم گرم کردم بخورم خواهرم کلی بهم خندیده حالا از شیرم بهش تعارف کردم نخورد. چرا پس من دچار عذاب وجدان نمیشم؟ فردا میخوام به داداشم اعتراف کنم



۹۵/۱۰/۲۵

نظرات (۳)

۲۶ دی ۹۵ ، ۰۸:۵۷ ترامونتانا
عذاب وجدان داره مگه؟ فقط یه جوری باید بخوری نفهمه کم شده
پاسخ:
متوجه نشده برای همین میخوام اعتراف کنم. مامانم گفتم گفت باید واسه برفی یه پاکت شیر بخرم :)))
عذاب وجدان نگبر اصلا
بخور نوش جونت
پاسخ:
چه دوستای نابابی دارم من :)
شیر وروجک تو یخچاله ما مونده، امشب از واسه وروجک خوردم :)))))))
سگ چه میفهمه آخه ؟
یه لیوان بخور جاش یه لیوان و نیم آب اضافه کن 
والو :|
پاسخ:
یا خدااااااااا  :)))))))))))
یعنی من تو کف ترامونتانا نبات و تو هستم از منم داغون ترین :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">