یادداشت های یک لِیدی

دختره سندرم دان هستش. هفته پیش با یه زن(مادرش) و یه پسره (فکر کنم برادرش بود) آورده بودنش برای کمیسیون پزشکی، که براش پرونده تشکیل بدیم. بعد صبح آورده بودنش میخواستن صحبت کنن که از طریق اداره بفرستنش آسایشگاه. وقتی وارد اتاق شد هر چی بهش میگفتن انجام میداد و صداش درنمیومد. داداشش گفت بشین روی صندلی. نشست و برای خودش اتاق و آدمارو نگاه میکرد و خبر نداشت که چه تصمیمی براش گرفتن. نگاهمون یه لحظه بهم افتاد من فوری چشم گرفتم ازش. (چون اینجور بچه ها زیر نگاهِ بقیه اذیت میشن. معذب میشن. انگار میفهمن مثل بقیه نیستن. اونقدر بهشون نگاه های ترحم آمیز شده که همه نگاه هارو یه معنی میبینن.) وقتی از اداره برگشتم و خوابیدم توی خواب دیدم که تحویلش دادن به من که ببرمش آسایگاه تحویل بدم (که البته همچی کاری وظیفه ما نیست نمیدونم چرا همچی خوابی دیدم.) وقتی بردمش مسئول آسایشگاه بردش به یه اتاق که هیچکسی نبود و انداختش توی اتاق و میخواست درو ببنده. دختره جیغ میزد و من رفتم داخل اتاق. دستمو محکم گرفت طوریکه دستم داشت خورد میشد توی دستاش. آرومش کردم و با گریه از من خواست ببرمش. من بیرونش آوردم و توی حیاط آسایگاه............که وروجک منو بوسید بیدارم کرد که عمهههه بیا تفنگ بازی و بقیه خواب پرید


هنوز فشار دستشُ توی دستم حس میکنم چطور ممکنه؟؟؟





نظرات (۵)

از پست های درد دار متنفرم...
پاسخ:
اگه خوابشو تو میدیدی چی میگفتی

من از وقتی از نزدیک میبینمشون خیلی فکر میکنم به مفهوم زندگی
زندگی اون چیزی که ما فکر میکنیم نیست
یه رازی هست که کسی خبر نداره
چون اگه معنی زندگی اون چیزی باشه که ما فکر میکنیم چرا اونا باید ازش محروم باشن؟ دلیلش چیه؟
چرا باید به دنیا بیان؟
چرا باید یه عده تا پیری زندگی کنن ولی یه عده توی کودکی و جوانی باید از دنیا برن، چرا اگه باید برن پس میان
دلیل نوشتن این پست این بود
۰۲ آذر ۹۵ ، ۱۴:۴۱ منِ مجازی
شکر، اینجا واجب میشه به نظرم !!
خیلی سخته زندگی ـشون ، خیلی :(
پاسخ:
بله واقعا شکر واجبه برای سلامتی
انشالله که خدا بچه های سالمی به هممون بده...آمین

خوابت زیادی واقعی بودا اون دختره نبودا یه ذره فک کنی من نبودم دستتتو محکم گرفته بودما؟؟؟

به ورجک بوگو فقط با من قراره تفنگ بازی کنه نه با هیچ کس دیگه

لیدی کلاس می رم محشره خارق العاده اس انقد خوبه درمورد زن و ایناس امروز کیف کردم

خبرنگار هنو پیدا نکردم غصم گرفت:((

خبرنگار هنو پیدا


پاسخ:
تو جیگری بووووس
پس اون دختر خوشگلتو برمیدارمااا نبات حواستو جمع کن ;)
چه کلاسیه؟

خیلی دلم میخواد کمکت کنم ولی فقط ترامونتانارو توی این زمینه میشناختم که نتونست کمک کنه
یه نفرم هست بهش میگم شاید دوستی داشته باشه کمک کنه بذار بهش بگم بهت خبرشو میدم
تو گوگل مدلین استوارت رو سرچ کن
درسته آی کیو پایین تری دارن اما واقعا بچه های مهربونی هستن اینجوری نیستن ک پرخاشگر باشن و تحملشون سخت باشه...یادمه یه بارم تو تلویزیون یه برنامه نشون داد ک یه پسری ک داون بود یه کارگاه داشت و کار میکرد...اونا ب حمایت نیاز دارن...اگه نگاه پدر و مادرا و بقیه ب اونا ب چشمی نباشه ک کند ذهنن میتونن حداقل یه زندگی معمولی داشته باشن مث بقیه...حالا خوبه عذر اونا قابل قبوله!ما ها ک آی کیو نرمال داریمم یه زندگی معمولی داریم.!مثلا اینکه تونسته کار کنه یعنی یه موفقیت بزرگ!اون داره کار میکنه یه نفر دیگه با آی کیو نرمال هم دار همون کارو میکنه پس حق نداره مدعی بشه ک من آی کیو بیشتری از اون داونیه دارم!
پاسخ:
دیدمش الان مرسی
با توجه به آی کیویی که دارن میشه کمکشون کرد، سندروم داون آی کیوشون نسبت به بقیه عقب مانده های ذهنی بالاتره
با توجه به آی کیو تقسیم میشن
یه سری هستن که آموزش پذیرن(که اینا هم تقسیم بندی دارن): میتونن مقطع ابتداییُ بخونن. و یه عده حتی میتونن تا دوم راهنمایی هم پیش برن. اینا میتونن حرفه ای هم یاد بگیرن
یه سری تربیت پذرین: یعنی وضعیت ذهنیشون اون حدی نیست که بتونن مدرسه برن. اینارو باید آموزش داد که کارای شخصیه خودشونو انجام بدن و اگه ذهنشون یاری کنه بتونن یه حرفه ی ساده ای متناسب با هوششون یاد بگیرن که خیلی بعیده
و بقیه که در سطح پایین تری هستن وضعیتشون جالب نیست.

درسته
ما دوتا بیمار داشتیم خواهر بودن. 18 و 20 ساله ولی مثل بچه های ابتدایی به نظر میرسیدن. اینا عقب ماندگیِ ذهنی و جسمیشونو محیطی تشخیص دادیم. یعنی اینکه رشدشون به علت محیط نامناسب عقب موندن. محیط زندگی بد رشد جسمیشونو عقب انداخته بود و چون اونطوری بودن مثل عقب مانده ها باهاشون رفتار کرده بودن مدرسه نذاشته بودنشون و عقب مانده ذهنی هم شده بودن با اینکه باهاشون حرف میزدیم سر زبون دار بودن

۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۲:۱۶ آسـوکـآ آآ
بعضی از خوابا خیلی واقعین
من حتی یادمه تو خواب گریه می کردم بیدار شدم دیدم واقعا گریه می رکدم . . .
پاسخ:
واسه منم خیلی اتفاق افتاده توی خواب گریه کردم بعد از بیدار شدن صورتم خیس بوده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">