یادداشت های یک لِیدی

دوستام همگی از من دورن. کلا پراکنده شدن. به غیر از یکی از دوستام که با اونم زیاد حال نمیکنم. دوست باید پایه باشه. با هر کسی هم دوست نمیشم. یعنی دوستای زیادی دارم ولی صمیمی ها کمن. بعد از مدت ها دو تا دوست خوب گیرم اومده که قشنگ پایه ان. دو تا از همکارام. که هر دو تارو از قبل میشناختم. با "ز" اول دبیرستان همکلاس بودیم اصلا ازش خوشم نمیومد نماینده کلاسمونم بود روانیمون می کرد :)))) مامانش دبیر دین و زندگیمون بود. عاشق مامانش بودم. "م" خواهر همکلاسی دوره کارشناسیم بود. فقط یه بار دیده بودمش. ولی الان با هم دوستیم. تغییرات زمانی خیلی جالبه. انقد سرکار  و بیرون رفتنی میخندیم فقط هم خودمون میدونیم به چی میخندیم کلی رمز داریم باهم. حالا کم میخندم مجبورم کردن تلگرام (که خوشم نمیاد) عضو شم یه گروه سه نفره تشکیل دادیم شبا انقد میخندم اشکم درمیاد. تو روحشون خیلی باحالن 😉                                                                                                   

نظرات (۵)

منم ببرید توو گروهتون :| :دی
پاسخ:
نمیدونی که چقدر اشک میریزم موقع خندیدن :)))))) [جهت آب کردن دل چپ دست]
دیوانه ای تو 
پاسخ:
قطع امید کردی دیگه از من :))))))))
من خودم خنداننده ام :آیکون یکنفر با عینک دودی
پاسخ:
همیشه خندون باشی ^_^
چه خووووووب :) 
پاسخ:
بوس بوس
دوستی تون برقرار
پاسخ:
مرسی ^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">