یادداشت های یک لِیدی


دیروز با خواهرم زدیم بیرون، تمام مدت داشتم به زندگی فکر میکردم. دوست نداشتم برگردم. همش به خواهرم میگفتم کاش الان یه پتو بود همین جا میگرفتم میخوابیدم بیخیال دنیا و آدماش





http://up.hammihan.com/img/userupload_2013_14932774991465056230.7349.jpg

عکس: جمعه 14 خرداد 95





نظرات (۹)

:)
چه عکس خوبی
پاسخ:
^ــ^
الان با این عکس داری دل مارو آب میندازی؟!:)

پاسخ:
باور بفرما امیرخان اینطور نیست :))
منم جای تو بودم دوس نداشتم برگردم...پتو نباشه نمیشه؟
پاسخ:
اگه یکی بود بغلم میکرد دیگه نیازی به پتو نبود منحرفم خودتی :دی
مَن شمال میخوام :((((
پاسخ:
شهر شما هم خیلی خوبه ها ^ــ^
۱۶ خرداد ۹۵ ، ۰۸:۴۳ زینـب خــآنم
واقعا !
این صحنه ها حال میده واسه سکوت ، آرامش ، تفکر ، خواب  : دی
دو نفره فرقونی چند ؟!  : دی
پاسخ:
"سکوت ، آرامش ، تفکر ، خواب"  یعنی همه اینارو اون لحظه میخواستم :)

دو نفره خوبم هست اتفاقا :))
واااای چه جای خوبی:)) خوش بگذره بازم برین....پتو دفعه بعد ببریم بگیرین بخوابین
پاسخ:
اصلا دلم نمیخواست برگردم از اونجا :))
۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۵۰ ترامونتانا
چه جاى زشتى  :(
حسودى
پاسخ:
حسودی نداره جایی که توام هستی قشنگه :))
۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۴۴ ماهی سیاه کوچولو
منم امروز زیر آفتاب کباب شدم :/
منم شمال میخوام :/
پاسخ:
دلت بسوزه :دی
یعنیییییییی
حسودیم نمیشه :پی
اصلن  اصلن اصلن !!
ولی دروغ چرا
شما یه چیز دیگه س :((((
پاسخ:
ایشالا قسمتت شه شمال ;-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">