یادداشت های یک لِیدی

نزدیک ، دور

پنجشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۱ ق.ظ

1. انقدر این روزا بعضی وقتا عصبی میشم و با همه بداخلاقی میکنم که از خودم بدم میاد، تصمیم گرفتم دختر خوبی باشم، کلی عذاب وجدان دست میده بهم

همین جا از مامانم، بابام، وروجک1 ، و آقام معذرت میخوام :( چون بیشترین بداخلاقیام پاچه اینارو میگیره، چه دختر بدیم من :(  ولی دختر خوبی میشم :)


2. شبا اصلا خوابم نمیبره، یعنی همه وجودم نمیخواد بخوابم :| جایی خونده بودم کسایی که شبا نمیخوابن به خاطر انتظاراتی هست که اونروز داشتن و انجام نشده، کاملا درسته. کلی کار دارم که باید انجام بدم،منم آدم عجول با اینکه میدونم چه موقع انجام میشه بازم عجله دارم، صبور نیستم. دلیل عصبی بودنمم همینه مطمئنن. باید غسل صبر ایوب بگیرم

شبا فیلم میبینم بعد میخوابم، یا پامیشم اتاق قدم میزنم از پنجره خونه آقامو نگاه میکنم یا کوچه روبه رویی اگه ماشینشو گذاشته باشه نگاه میکنم انگار خودشو دیده باشم آروم میشم میخوابم.

چقدر هوامو داره این بچه، بهش میگم تو ماشاالله منی :))) [برای اینکه چشم نخوره]  :)))


3. نمیدونم چرا دوباره احساس نیاز به نوشتن کردم



۹۷/۰۹/۰۱

نظرات (۱)

ان شاءالله این روزا هم زودتر بگذرن و شمام بیای از خوشی های زندگی مشترکتون برامون بنویسی
وقتی فکر و ذهن آدم زیادی درگیر میشه میل به نوشتن هم زیاد میشه به نظرم

پاسخ:
انشاالله همیشه با خوشی مشغول باشیم همگی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">