یادداشت های یک لِیدی

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

يكشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۵۸ ب.ظ


24 مهر خلاص شدنم از کار قبلی

6 آذر مصاحبه علمی و بعد گزینش (تعطیل کردم چیدمان خونه و بعضی خریدای عروسی رو، روزا میخوندم آقام از سرکار میومد شبا با آقام خونه رو میچیدیم:)

13آذر جشن عروسیمون، خونه خودمون، کنار هم، ولی اون پنجره های عشق دلشون برای نگاه های منو آقام بهم، تنگ میشه :)

16 آذر تولد آقام

29 آذر زنگ زدن، نفر اول مصاحبه و کار جدیدم که دوسش دارم آرامش داره برام و با زوجایی که میخوان ازدواج کنن سر و کار دارم، بهشون مشاوره میدم

5 دی همایش و آموزش

15 دی یعنی دیشب رفتیم و عکسامونو انتخاب کردیم، دلم تنگ شد برای عروسیمون :)))

چقدر این آذرم خوبه مثل اردیبهشتم ماه های منو آقام :)


+ عنوان: ساقی به نور باده برافروز جام ما/مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما/هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جریده عالم دوام ما

+این دوبیت غزل زیبای حافظ جان شد متن پاکت عروسیمون :)


۹۷/۱۰/۱۶

نظرات (۱)

۱۶ دی ۹۷ ، ۱۷:۳۶ گمـــــــشده :)

مبارکه

به سلامتی ایشالا

پاسخ:
مرسی عزیزززم :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">