یادداشت های یک لِیدی

http://up.hammihan.com/img/userupload_2013_18265957111451160263.974.jpg



من اگر مرد بودم،

دست زنی را می گرفتم،

پا به پایش فصل ها را قدم می زدم

و برایش از عشق و دلدادگی میگفتم تا لا اقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد.

شما زن ها را نمی شناسید،

زن ها ترسو اند،

زن ها از همه چیز می ترسند،

از تنهایی،

از دلتنگی،

از دیروز،

از فردا،

از زشت شدن،

از دیده نشدن،

از جایگزین شدن،

از تکراری شدن،

از پیر شدن،

از دوست داشته نشدن...

و شما برای رفع این ترس ها نه نیازی به پول دارید،

نه موقعیت

و نه قدرت

نه زیبایی

نه زبان بازی...

کافی ست فقط حریم بازوانتان راست بگوید.

کافی ست فقط دوست داشتن و ماندن را بلد باشید.

تقصیر شما بود که زن ها آنقدر عوض شدند.

وقتی شما مردها شروع کردید به گرفتن احساس امنیت، زن ها عوض شدند،

آنقدر که امنیت را در پول شما دیدند،

آنقدر که ترس از دوست داشته نشدن با در جراحی پلاستیک تاخت زدند

و ترس از تنها نشدن را با بچه دار شدن و و و

عشق ورزیدن و عاشق کردن هنر مردانه ای ست.

وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا به هم می خورد!!!


+ سیمین یهبهانی


نظرات (۶)

۰۶ دی ۹۴ ، ۰۲:۰۱ میثم نجفی کندج
زیبا بود ;)
پاسخ:
:)
مرسی از انتخاب
پاسخ:
ممنونم :)
سیمین منو یاد شش قرن پیش میندازه....
و من ترسیدم ولی نه به پول پناه بردم نه جراحی پلاستیکی:))
انتخاب شعراتو دوس دارم :)
پاسخ:
همه ی زن ها ترسیدن همه منم ترسیدم...
مرسی عزیزم :)

+بینیمو عمل کردما ولی باور کن برای ترسم نبود قبلش بود :دی
۰۷ دی ۹۴ ، ۰۹:۳۵ ترامونتانا
اوهوم همینطوره
پاسخ:
:)
قشنگ بود!
دنیای زنانه پیچیده نیست،ولی برای بیشتر مردها غیر قابل درکه.
پاسخ:
وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنیا بد باشه
فقط اونی که عشقته، عاشقیُ بلد باشه


+شاعرش نمیدونم کیه
در مورد بعضی هاش موافقم
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">