یادداشت های یک لِیدی


لیک...چون باید این دم گذرد

پس اگر می گریم، گریه ام بی ثمر است

و اگر می خندم، خنده ام بیهوده است

لحظه ها می گذرد

آنچه بگذشت نمی آید باز

قصه ای هست که هرگز دیگر

نتواند شد آغاز.



سهراب سپهری

نظرات (۶)

۱۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۳۵ میثم نجفی کندج
بسیار زیبا ... گیر دادی به گریه و خنده ها ... گذر کن :))
پاسخ:
موندم توی چند سال قبل، فقط زمان رد شده، همین
انچه بگذشت نمی اید باز....
گذشته لعنتی....
دارم یخ میکنما....یخ....واقعا اردی بهشت الان؟
پاسخ:
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.

پنجشنبه نتونستم برم پیشش انگار یه بار به سنگینی سنگ روی قلبمه
بیگ لایک سهراب!
پاسخ:
سهراب ایز وان آف مای فِیوِریت پویتس
می تو:)
پاسخ:
بووووس
ای آغا
بد بختی همینجاست که "نتواند"
پاسخ:
بعضی وقتا فراتر از بدبختی
گریه نکن زار زار
میبرمت به بازار
میفروشمت چار هزار
پاسخ:
اصلا آخر معرفتی :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">