یادداشت های یک لِیدی


دیشب فیلمِ "پدر آن دیگری" رو نگاه کردم تا ساعت 2 بامداد که تموم شه من همینطور با فیلم اشک ریختم اونم چه گریه کردنی. هی خواهرم میگفت اینجاش دیگه خوبه گریه نکن :دی حالا گریه ام دقیقا از جایی شدت گرفت که پدره که با دوستاش قراره دورهمی داشتن نمیخواست پسر رو با خودش ببره یعنی هق هق زدما.

داستان یه پسری بود که سن مدرسه رفتنش بود و با کسی حرف نمیزد با اینکه همه چیو متوجه میشد و البته توانایی حرف زدن داشت چون توی فیلم نشون میداد که با خودش حرف میزنه. همه مسخره ش میکردن و البته پدرشو میخواستم جر بدم مرتیکه پفیوس.

توی فیلم به بیماری پسر اشاره ای نشد در حالی که کل فیلم در مورد پسر بود و مشکلش ولی نوع مشکلشو معرفی نکردن. فقط به تفاوت عشق مادر و پدری پرداخته شده به نوعی


تشخیص من: لالی انتخابی

توی لالی انتخابی کودک توانایی حرف زدن داره ولی حرف نمیزنه. خودش دوست نداره حرف بزنه. بعضی وقت ها کودک به هیچ عنوان صحبت نمیکنه و همه فکر میکنن لال هستش، گاهی کودک فقط در بعضی موقعیت ها و مکان هایی که هست صحبت میکنه و در بعضی جاها صحبت نمیکنه. و معمولا تا سن 5سالگی طول میکشه که کودک حرف بزنه. کودک نیاز به یه محرک داره که شروع به حرف زدن بکنه. این بچه ها اتفاقا باهوش هم هستن. اون محرک هم به نظرم چیزی نیست جز: محبت کردن :)


و البته توی فیلم، توی یه سکانسی که شهاب (همون بچهه) بشقاب غذاشو پرت کرد کف آشپزخونه مادربزگه هم دقیقا همینکارو کرد و اجازه داد پسره هرچی رو دوست داره بشکنه و خودشم باهاش شروع به اینکار کرد و پسره خوشحال شده بود. و از همینجا بود که تونست کمکش کنه. دبیرستان که بودم برای اولین بار با بیماری اوتیسم آشنا شدم. اونموقع اصلا این بیماری به گوشم نخورده بود و کسی هم نمیشناختش مثل الان. توی یه کتابی که از کتابخونه شهر امانت گرفته بودم مادری زندگیشو نوشته بود که پسری داشت که اوتیسم بود. و هیچی هم حالیش نبود و مادرش هم دوستش داشت و هم انقدر از دستش به ستوه اومده بود که پسرش خطایی میکرد کتکش میزد. بعد از مشقت های فراوان پسرش که باز هم شروع به شکستن ظروف آشپرخونه کرده بود مادرش هم از روی خستگی و گریه شروع به همراهی با پسرش میکنه و ظروفو میشکنه، میبینه پسره چقدر خوشحاله و این شروع رابطه ی مادر فرزندی و پسره به راه میاد و مادرش میتونه کمکش کنه و پسره بهبود پیدا میکنه. آخر کتابو پسرش نوشته بود: وقتی مادرم منو میزد نمیدونستم دلیل زدنش چیه؟ من چه کاری کردم که مادرم منو میزنه؟

یعنی تا این حد بچهه از کارهایی که میکرده آگاهی نداشته. و آخرش هم برای خودش مستقل میشه خونه تهیه میکنه . .

این کتاب داستانش واقعی بود و خارجی بود. به هرحال یه قسمت از فیلم منو یاد اون کتاب انداخت که اسمش یادم نیست. البته بچه ی این فیلم اوتیسم نبود چون اگه اوتیسم داشت نمیتونست بره به مدرسه ی عادی و بچه های اوتیسم از نظر هوشی پایین هستن. کودک لالی انتخابی داشت.

.

این فیلم بر اساس رمانی از پرینوش صنیعی و به همین اسم "پدر آن دیگری" ساخته شده.

.

اگه فیلمو دیدین به نقاشی هایی که اول فیلم نشون میده هم دقت کنین. اگه تفسیر نقاشی بلد باشین متوجه نقاشی ها میشین.(البته بچه هایی روانشناسی و واحد ارزشیابی شخصیت پاس کرده باشن.)

.

نام فیلم: پدر آن دیگری


بازیگران:

مهدیار عزیزی: شهاب (کودک)

هنگامه قاضیانی: مریم (مادر)

حسین یاری: ناصر (پدر)

تهیه کننده و کارگردان: یدالله صمدی




نظرات (۱۳)

به منم این فیلم رو معرفی کردن ، دیدَم ، خیلی فیلم رو دوس داشتم واقعاً ، گریه اَم هَم میومَد ولی جلو خودمو گرفتم .. با اینکه موفق گریه کردَنَم ولی جلو خودمو گرفتم .
خیلی خوب بود فیلم .. :))
پاسخ:
هم فیلم خوبی بود هم ناراحت کننده
خیلی نادره برای فیلمی گریه کنم

:)))
تا حالا به یاد ندارم با فیلمی گریه کرده باشم :-)
پاسخ:
خیلی کم پیش میاد گریه کنم ولی برای این فیلم گریه نمودیم :)
۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۹ میثم نجفی کندج
چقدر خوب توصیف می کنی لیدی بانو ... بهت حسودیم شد :))

میشه من بیام خونه شما دوباره با هم این فیلم رو ببینیم؟ می خوام تو زار زار گریه کنی و من های های بخندم :)))
پاسخ:
^ــ^
همینم مونده جلو پسرا گریه کنم
فکر کن مثلا با دیدن فیلم جلو داداشام گریه کنم تا چند سال میگن میخندن سوژه میشم :دی
زیاد اهل فیلم نیستم
( الان اینو نگفتم فردا خدا اتفاقاتی رو بوجود میاره که من معتاد فیلم میشم :دی )
فیلم رو که نمیتونم ببینم ولی کنجکاو شدم در مورد بیماری اوتیسم مطالعه کنم

پاسخ:
حتما تا الان معتاد شدی :دی

حتما بخون :)
۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۴:۵۸ شاهین رمضان پور
منم این فیلم رو چند وقت پیش دیدم و از دیدن رفتار بقیه با بچه حالم بد شد و کم مونده بود به گریه بیفتم. فک کنم همونطور که گفتی مشکل بچه Selective Mutism یا شاید Autism بوده. (مبتلایان Autism همیشه هم کند ذهن نیستن، قبلاً یه مطلبی میخوندم که این بعضی از این افراد قدرت محاسبات ریاضی و هوش و حافظه خارق العاده دارن. فیلم Rain Man (1988) رو ببین.)

حالا آخر فیلم همه چی به خوبی و خوشی تموم شد، ولی تو واقعیت همیشه بچه های متفاوت زیر فشار و اذیت های مردم نابود میشن.

اما همه نکات خوب و بد فیلم یک طرف، این گریم و مدل موی تخمی حسین یاری یک طرف!

فیلم و سریال ایرانی خیلی تک و توک میبینم. سینمایی فقط کارای عبدلرضا کاهانی رو میپسندم، و یکی دوتا از فیلمای فریدون جیرانی. سریال هم فقط کارای مهران مدیری رو دنبال میکنم که اونم اواخر گند زده به کیفیت کاراش که البته تا حد زیادی به محدودیت ها و ممیزی ها مربوط میشه.

پ.ن: فصل ششم Game of Thrones امشب پخش میشه. الان تو کیونم عروسیه. باید یه برنامه بذارم رمان هاشم بخونم.
پاسخ:
واقعا ناراحت کننده بود مخصوصا که بچهه میفهمید
اوتیسم نبود
درسته همه ی بیماران اوتیسم کندذهن نیستن و بینشون بچه های باهوشی وجود داره ولی هوششون مثل بچه های نرمال نیست و باید توی مدراس مخصوص خودشون تحصیل کنن. ممکنه در بعضی زمینه ها خیلی موفق تر از بچه های معمولی باشن ولی هیچوقت مثل بچه های معمولی نیستن. مثلا یکی از بچه های اوتیسمی که آورده بودن توی برنامه خندوانه حافظ کل قرآن کریم بود. ولی بچه ی نرمالی نبود رفتارهای خاصی داشت. یا توی اون کتابی که خارجی بود خوندم پسره شماره تمام اتوبوس ها و ساعت تردد همه ی اتوبس هارو میدونست و خیلی چیزای دیگه که یه فرد عادی نمیتونه هیچوقت همچی توانایی داشته باشه، ولی پسر بچهه ی نرمالی نبود.
اصلا تعریف اوتیسم یعنی: در خودماندگی. اینا توی جسمشون محصور شدن و آگاهیی زیادی به اطرافشون ندارن

مدل موهاش و رفتارای عقب موندش با پسرش :/

مهران مدیری کاراش خوبه ولی انصافا "دورهمی" خیلی مزخرفه باید حوصله کنی بشینی تماشاش

پ.ن: من هنوز فصل پنجمشُ کامل ندیدن :/ منم میخواااااااااااااااااااااام
۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۵:۰۴ شاهین رمضان پور
این فیلم کوچه بی نام هم به نظر خوب میاد. منتظرم بیاد بیرون تماشا کنم. اغلب فیلمایی که باران کوثری، پانته آ بهرام توش هستن تا الان خوب بودن، همینطور شهاب حسینی و ترانه علیدوستی.
پاسخ:
کوچه بی نام
در موردش توی روزنامه خوندم
۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۵۰ زینـب خــآنم
وااااااای ینی من اون تیکه فیلم نـــآبــود شـــدم ، دل ُ جیگر ُ روده ُ معده ام جمیعه کباب شــد ، اصن با دیدن این فیلم چند سالی از عمرم کم شد  : |
دقیقا تشخیص همین بود ُ ، کاری ک خیــلی از بزرگ تر ها هم انتخابش میکنن واسه ی بازه
وای اون داداش کوچیکش جیـــــــگری بودآآآآآآ  ^_^
پاسخ:
من اونجا کباب شدم که شیک کرده بود سوار ماشین شده بود بره گردش :/
دیدمش چند وقت پیش 
باباهه خیلی توو مخ بود! 
جالبیش اون پسر عموشون بود که سیگار میکشید :دی
پاسخ:
هی وسط فیلم به باباهه میگفتم احمق :/
آره با اون لهجه غلیظ فارسیش :دی
هنگامه قاضیانو دوس دارم شبیه به مادره...
حسین یاری...چشم های سبزش..صدای اروم و گرمش....
من از فرهیختگی سال هاست دورم:))


پاسخ:
منم خوشم میاد از هنگامه :)
حسین یاری حرصمو درمیاره :دی اون از فیلم "مادر" و رفتارش با پسرش اینم از این فیلم
کتابش و دارم و خوندم.واقعا عالیه.ولی انگار تو فیلمش یه کم دستکاری کردن..هنوز فیلم و ندیدم.

منم با بیماری اوتیسم خیلی قبل تر آشنا شدم.متاسفانه توی ایران روانشناس کودک خیلی کمه و کسی هم نتونسته این بیماری و اینجا ریشه کن کنه.فکر می کنم با وجود ما پدر مادرهای عصبی و همیشه سر کار برو،در آینده این بیماری خیلی پیشرفت کنه..

یکی از بازیگرای خوب کشورمون ( خانم لادن طباطبایی ) دخترشون مبتلا به اوتیسم هست که خیلی تلاش کردن اما آخر سر مجبور به طلاق شدن تا برن خارج و دخترشون درمان بشه :(
پاسخ:
فیلمش مخلوط بود
امیدوارم راهی پیدا شه که به این بچه ها کمک کنن و همه ی بچه ها با سلامتی کامل متولد شن :)
 
خانم طباطبایی خوندم در موردش ولی قبل از اینکه بره جدا شدن. نمیدونستم رفته چون توی ایران هم به دخترش کمک میکرد هم به خانواده های دیگه آموزش میداد
من فیلمه رو دیدم
ناموسا فیلمش گریه نداره :/
پاسخ:
علیِ سنگدل [زبان درازی]
منم از هرکی بوس می خوام بهم نمیده. گمونم اوتیسم دارم :(
پاسخ:
روتو برم بابا :))))))))))))
من اتفاقا زود اشکم درمیاد اما همش خودمو نگه میدارم وقتی کسی پیشم باشه 
بیشترین گریه ام برای فیلم fight in our star بود.یعنی انقدر گریه کردم ک نفسم بالا نمیومد
این فیلم رو میذارم تو لیست فیلم هایی ک میخوام ببینم
اوتیسمی ها خیلی گناه دارن...ب نظرم اطلاع رسانی خیلی کمک میکنه وقتی مردم اطلاع نداشته باشن معلومه رفتار مناسبی نمیتونن نشون بدن
پاسخ:
برای نمکی منو خواهر بزرگم گریه کردیم بچه بودیم ^ـ^ بعد سالها سوژه خنده داداشام بودیم :)))))))))))))))

درسته باید اطلاع رسانی بشه ولی مردم خودشونم باید مطالعه کنن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">