یادداشت های یک لِیدی

من [در حال شستن ظرف ها] : چی شد نتونستی چترمو پیداش کنی؟ چی گفت؟

پسرعموم: نه نتونستم، یعنی، بیا، بیا تو اتاق کارت دارم

من [در اتاق]: خب؟

پسرعموم: رفتم دیدم اطلاعیه زدن یه چتر پیدا شده واسه هر کیه بیاد بگیره. منم رفتم گرفتمش

من: o.0 تو که گفتی نبود

+ به بابات اونجوری گفتم

من: شارژ نداشتم من گفتم بهت زنگ بزنه بپرسه. خب چه بلایی سر چترم آوردی؟

+ کلاسم تموم شد رفتم خونه بعده ناهار داشتم میخوابیدم یادم افتاد چترتو کلاس جا گذاشتم دوباره ماشینو درآوردم رفتم دنبال چترت نبود

من: خیلی زحمت کشیدی

+ پیداش میکنم ولی به کسی نگی [در تمام مدت نیشش باز بود این بشر]

من: آره پیداش میکنی وگرنه باید یکی بخرم چون مال خودم نبود [یه چیَم طلبکار شدم :دی]



پ.ن: چترمو آموزش جا گذاشتم به پسرعموم گفتم واسم بگیره مثلا. چتر خواهرم بود :)))


نظرات (۴)

۱۹ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۲ میثم نجفی کندج
فدای سر پسر عمو :-}
پاسخ:
شما پسرا فقط همدیگه رو تحویل بگیرین :دی
خودت جا گذاشتی یکی دیگه رو فرستادی بره دنبال بی حواسیت:))
لیدی بد می شود:))
پاسخ:
نه بابا رفتم ولی ساعت اداری تموم شده بود در اتاقو بسته بودن
زنگ زدم خواهرم گفت فرداش کلاس نداره برای همین زنگ زدم به پسرعموم که اگه کلاس داره واسم بگیره گفت کلاس داره میگیره واسم
۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۲ ترامونتانا
من هر وقت یه چیز گم می کردم می گفتم همکلاسیام برداشتن :)
تو ام بنداز گردن یکی دیگه :D
پاسخ:
فعلا که مقصر پسرعمومِ :دی
اگه پیداش نکرد مجبورش کن یکی مث همون چتر برات بگیره...این پسرا همینجورین.منم قبلا ک مدرسه میرفتم  کتاب و دفتر عربیمو یه بار دادم پسرداییم...جاش گذاشت تو مدرسه دیگه هم پیدا نشد...خوبه از قبلشم کلی تاکید کردم ک گمش نکنی ها
پاسخ:
اتفاقا منم کلی تاکید کردم که مال من نیست حتما بگیریش
همچی میخندید انگار شاهکار کرده :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">