یادداشت های یک لِیدی

http://up.hammihan.com/img/userupload_2013_14103811701447877531.9155.jpg

اثر هنریِ وروجک :)



بعد از ظهر:

خوابیدم بابام در میزنه باز کن کار دارم. وروجکم باهاش میاد تو. میگم رفتنی با خودت ببریش اذیت میکنه. فوری میاد زیر لحافم خودشو بغلم جا میده دستشو میندازه گردنم به بابام میگه تو بُلو قول میدم شلوغ نکنم، بعد واسه من دلبری میکنه. چشام بسته ست میگم با حاجی بابا برو بیرون من بخوابم. دستشو گردنم محکم میکنه میگه عمه چِلا نگام نمیکنی؟ عمه عمه من تُلو دوس دالَم. عمه غش میکند[به عبارتی خر شده] محکم بغلش میکنم. هی حرف میزنه میگم پس برو بیرون، میگه عمه واست گل آوُلدَم [با توری گل درست کرده مثلا :دی] میگم عمه قربونت بشه. میگه بوش کن عمه. میگم: به به چه بوی خوبی، بوی عشقِ وروجکِ، میخنده. و بالاخره نمیذاره بخوابم :)


وروجک: با دوستم لَفته بودم دانشگاه خانوم مُلَمِّمَم گفت: [با عصبانیت] چِلا دَلساتو نخوندی هااا؟ گفتم: [ملتمسانه] نه خانوم مُلَمِّم دَلسامو خوندم

من: خووو میگفتی درساتو خوندی. نقاشی کشیدی. شعر یاد گرفتی

وروجک: گفتم

من: خب یه شعر واسم بخون ببینم

وروجک: اَنال، صد دانه یاقوت، دسته به دسته . . . [و تا آخر خوند. عمه جانش یادش داده :دی]

من: خب پس یه دوست داری؟

وروجک: آله

من: اسم دوستت چیه؟

وروجک: کیلُسیتُ

من: [بیهوش شدم. از خودش اسم ساخته. دوستِ خیالیشه]

وروجک: ده سالشه. موهاش طلاییه [ده سالشه یعنی همسن خودشه. هنو 3سالش نشده :دی]

وروجک: عمه کیلست ... گفت [سانسور کردم :دی]

من: کلسیت گفت یا تو؟

وروجک: نه کیلسیت گفت [میخنده]

من: حتما تو یادش دادی ها؟

وروجک: نه اون خودش گفت بهش گفتم زشته عیبه [میخنده. آخه اَدای منو درمیاره]


گلُ برمیداره بو میکنه میگه: به به چه بوی خوبی بوی عمه میده [مثه من مثلا]

میخنده میخندم

.

شب:

خواهرم داشت قصه ی سیندرلارو واسه وروجک میگفت

من: وروجک سیندرلارو دوست داری، گریزیلا یا آناستازیارو؟

وروجک: تولو


و عمه را شهید می کند :)))



پ.ن: وروجک حرفِ "ر" رو "ل" تلفظ میکنه


نظرات (۹)

خدا حفظش کنه
اونجا ک نوشتی عمه را شهید میکند مردم از خنده :)))
خوب بلده مخ بزنه :))
پاسخ:
هربار پیشمه من در حالت شهادت به سر میبرم :))) مخصوصا که میگه عمه من تولو دوس دالم
تو مخ زنی حرف نداره گاهی یه حرفایی میزنه کف میکنم :دی
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۸:۲۳ میثم نجفی کندج
خوش به حال وروجک که عمه خوبی مثل شما داره ... و خوش به حال شما که عمه هستید :))
پاسخ:
واقعا خوش به حالش [آیکون لِیدیِ خودشیفته]

مرسی آقا میثم :)))
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۸:۵۱ دختـربهـآری
کلیسیت خخخ ای جانمممم :))
پاسخ:
هرچیم میشه گردن کیلسیت میندازه :دی
۲۸ آبان ۹۴ ، ۱۶:۴۱ سیـن بـانو ...
این وروجک‌ها زندگیِ آدم میشن .. :)
پاسخ:
خودِ زندگی [قلب]
میفهمم چی میگی 
گاهی دلم میخواد درسته قورت بدم بچه مال من بشه نه مال هیچ کس دیگه ای:)
خدا حفظش کنه
پاسخ:
واااااای گاهی میگم یه روز چمدونمو برمیدارم از اینجا میرم وروجک میگه عمه منم یواشکی بذاری کیفِت، منم ببری باهم زندگی کنیم. یعنی منو کشته این بچه :)))
مرسی عزیزم :)
۳۰ آبان ۹۴ ، ۰۸:۱۷ ترامونتانا
نقاشیش چقد شبیه شماس ^_^
پاسخ:
دقیقا :دی
وقتایی که عصبانی میشم این شکلیم :)))
آدم از اینا میخاد خب!
امیدوارم در آینده هم عمه را دوست بدارد و مورد لطف هایی که دیگران نثار عمه میکنند نشوید :)))
پاسخ:
فعلا که عاشقمه و هیچکس نمیتونه بهم تو بگه :) امیدوارم منم :دی
اینقدر عشق می کنم بچه ها به بابابزرگشون میگن حاجی بابا :) 

+ جانکم خدا کوچولوت رو حفظ کنه... عاشق اثر هنریشون شدم من
پاسخ:
حاجی بابا :)
+مرسی، برادرزامه :) انقدر روی آثارش حساسه اگه بدونه چی گفتی کلی عشق میکنه :))
🌷🌸🌻🌸🌼
پاسخ:
اون شکلکا چی هستن باز نشده :)

اگه وبلاگ داری آدرستم بذار؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">