یادداشت های یک لِیدی

دیروز یکی از بهترین روزای زندگی بود، با عشق رفتیم خرید، بعد سینما، دراومدیم دیدیم بارون نم نم میزنه زیر بارون قدم زدیم گفتیم خندیدیم قهقهه میزدم. بعد بستنی شده بودم دیگه :)

از اداره پاس گرفتم اومدم لباسامو عوض کردم، همه چیو جا گذاشتم همینجا، با عشق زدیم بیرون از این شهر


نظرات (۴)

۰۵ دی ۹۶ ، ۰۰:۰۶ لافکادیو ‌‌
ان شا الله که همیشه سرخوش و شاد و خرم باشین:)
 و خنده هاتون ناتمام:))
خوش باشین که خوشی در دنیا کم نمی آید.
پاسخ:
مرسی دوست جون :)
انشاالله تو و بقیه دوستا هم همیشه خوش باشین :))
ای جانم!هر روزتون ان شاالله همینطوری باشه!
منم بارون میخوامممم
پاسخ:
مرسی آرزو جان
انشاالله خوشبخت بشی :)
۰۸ دی ۹۶ ، ۰۹:۴۹ پسر تنهای خسته
امیدوارم همیشه همینطور بستنی بشی :) با عشق ;)
پاسخ:
خودتم ایشالا به زودی بستنی بشی ;) :)))
:)
پاسخ:
بوس بوسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">