یادداشت های یک لِیدی

مثلا صبح زود بیدار شدم که برم آزمایشگاه زود کارامو انجام بدم برم اداره. رفتم آزمایشگاه، رسیدم یادم افتاد آزمایشُ با خودم نبردم. دوباره با تاکسی برگشتم خونه، بردمش. گفتن کووو دفترچه؟ دیگه حسش نبود باز برگردم خونه! زنگ زدم بابام که دفترچهُ واسم بیاره. دفترچهُ دادم کارا انجام شد رفتم سرویس پالتومو درآوردنی افتاد کفِ دستشویی. هوا سررررد و بارونی، پالتومو گرفتم دستم رفتم اداره. توی اداره دو تا سند مالی درست کردم فکر کن بینشون یکی از برگا اصلش رفته توی کپی، کپی رفته توی اصل، دوباره برش گردوندن. همه رو باز کردم اون دو تارو درست کنم، سندو رد کردم یکی از توانخواه ها آی سی افش نبود. بعد موقع درست کردنشون دستم خورده کیبورد، شماره ملی یکی پاک شده بود تا برگردم همکارم سیوش کرده! دوباره رفتم یه برگ که کپی گرفته بودمو از مالی گرفتم آوردم اونو درست کردم زدم تو برگه های سربرگ دار بردم. یعنی دهنم سرویس شده بود. برگشتنی خونه رفتم داروخونه شامپو خریدم حساب کردم یالا به سمت خونه. غروب شامپوُ در آوردنی متوجه شدم مونده داروخونه. زنگ زدم بابام کار داشت با پسرعموم رفتیم شامپوُ گرفتم. کلا یه مدلی بود روزم، هرکاریُ دوبارهُ چندباره انجام دادم. کلا هم میخندیدم




http://bayanbox.ir/view/8032234377346153091/ladyy.jpg
وروجک عکاس باشی



نظرات (۴)

۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۸ منِ مجازی
عجب روزی بود :|

+ چه عجب ، چشممون به جمالِ وروجک روشن شد ^__^
پاسخ:
چقدر صبور شدمااااا :))
یه نکته مثبت این بود ک میتونستی بخندی ب این اتفاقات! من اگه بودم از دست خودم کفری میشدم ! هی خودمو سرزنش میکردم!
پاسخ:
همکارم گفت اگه جای تو بودم کل روزم خراب میشد. حالا از شامپو خبر نداره :دی

اگه به اون اتفاقا هم فکر کنم دیگه چیزی از من نمیمونه باید خندید :)))
سلام.
لیدی جونم زدی یاور همه چیرو استاد کردی . الان که اومدی این پست رو تایپ کنی نزدی دو سه نفرو بکشی؟ دکمه های کیبورد سر جاشونه هنوز؟ مانیتور و موس هنوز سرجاشه؟ 
:))))))
فکر میکردم من فقط این شکلی هستم . اییییول خیلی خوشحالم یکی مث خودم پیدا کردم.
به دلیل اینکه من تو این کارا تجربه ام بیشتر از شوماس ، واسه همین راهکار فرار از چنین روز پر حادثه ای رو بلدم و لازم دیدم در اختیار شما هم بذارم .
 انسانهایی مث من و شما روزشون بر حسب ساعت عوض نمیشه (یعنی اینطوری نیس که ساعت از ۱۲ شب که گذشت روز عوض بشه) من و شما روزمون با خوابیدن عوض میشه. (یعنی اگه تا ساعت ۵ صبح هم بیدار بمونیم هنوز روزمون عوض نشده) باید بخوابیم و بیدار بشیم تا روزمون عوض بشه و یه روز جدید با انفاقای جدید بیاد سراغمون. 
 سعی کن چنین روزایی رو به هر زحمتی هست بگذرونی و سرررررریع لالا کنی تا اتفاقای نکبت هم تموم بشه
:))))))))))))))))))
صدقه هم بد نیست. ولی تاثیرش کمتر از خواب و عوض شدن روز هستش:)
از حالت بهم خبر بده نگرانتممم
عکس سلفیت هم پر مخاطره هستش. بعد از این عکس سالم موندی؟ وروجک خفه ات نکرد؟ چش و چالت در نیومد؟ عجب اسم برازنده ای انتخاب کردی واسه وروجک. واقعااااااااا وروجککککککک.
یاد فیلم کارتونیه نجار و وروجک افتادم






پاسخ:
سلام دوست جون ^ــ^
همه چی سرجاشه حالمم خیلی خوب بود کلی هم خندیدم اون روز :دی
کاش کلا بخوابم بیدار شم ببینم همه ی اتفاقای زندگیم خواب بوده چقدر خوب میشد
صدقه هم خوبه
وروجکه دیگه خفَمونم میکنه عاشقشم هستیم :))
۲۱ دی ۹۵ ، ۰۹:۳۲ پسر تنهای خسته
وروجک وروجک ک میگی اینه ؟!؟! :))))))
پاسخ:
آشکیمدی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">